معموره

پادشاهی دیوانه در گورستان دید. گفت: “چرا به معموره نیایی؟” گفت: “آنان که به ممعموره اند، آخر کجا روند؟” گفت: “اینجا آیند.” گفت: “پس معموره اینجا باشد!”

خرما
 

دیوانه ای خرما را با دانه می خورد. گفتند: “چرا چنین می کنی؟” گفت: “خرما فروش همچنین بر من وزن کرده!”

دیوانه
 

بهلول را گفتند که “دیوانگان بصره را بشمار.” گفت: “آن خود از شماره بیرون است؛ اما اگر گویید که عاقلان را بشمار، ایشان معدودی چند بیش نیستن!”
لطایف الطوایف
منبع: یزدان پرست، حمید؛ (1388) نامه ایران: مجموعه مقاله ها، سروده ها و مطالب ایران شناسی، تهران، اطلاعات، چاپ نخست.
/ 0 نظر / 37 بازدید